پیاده‌روی ، آن هم در خیابان‌های تهران چیزی نیست که به همین راحتی‌ها از دستش بدهم. راه رفتن در خیابان‌هایی که قدم به قدمم را می‌فهمند و کوتاه نمی‌آیند... کشیده می‌شوند زیر این پاهای مشتاق...

به هویت خیابان‌ها و کوچه‌های این شهر اعتقاد دارم. هر خیابانی ، هر کوچه‌ای ، هر تکه‌ای از اینجا حسی دارد با خودش ، هزاران هزار آدم و زندگی را به خاطر سپرده است هر وجب این خیابان‌ها. این خیابان‌های به قول تو کثیف ، به قول تو شلوغ می‌فهمند ما را ، تک تکمان را ، فکرمان را می‌خوانند ، به خاطرمان می‌سپارند ، گممان نمی‌کنند... حالا انقلاب باشد یا فلسطین ، ولیعصر باشد یا کریمخان ، یوسف آباد باشد یا فردوسی... بهشت من همین جاست ، در همین خیابان‌ها و در همین گرمای 40 درجه...


پ.ن: چند روز پیش وبلاگم یه ساله شد.