نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست / شب فراق تو هر شب که هست یلدایست

1.

بهار را مگریید

باران های بهاری

این کار را می کنند...

 + بیژن جلالی


2.

پهن می کنم دلم را

زیر آفتاب.

نم کشیده

در هوای زمستان.

امروز

بهار است.

+ ؟



mewho

این منی که من نیست اما شاید گاهی بشود گفت که هست بدجوری امانم را بریده ، یک نفر بیاید - ترجیحا با تبر - سرش را بزند.... باشد که این سوداها بی سر شوند!



نون ِ ننوشتن!

 

چه قدر این روزها خوب می توان ننوشت.

از چشم دنیا می چکم...

به این ترس ِ وحشــی که هنوز اسم ندارد قسم جسارتش کم کم دارد در رگ هام جاری می شود ، کم کم کم...


ترس و جسارت! هــــــــه! (به وسعت همه ی خودم! _ پوزخند از این قشنگ تر دیده بودی تا به حال؟! _ )

پارادوکس ِ مسخره ایست...



زنده به گوری هم راهی است ، به این ترس ِ وحشــی قسم...