The fantasy

دیوانگی‌ام تویی ،

که بخزم به کنجی و خیالت را ببافم ،

         

                          به بلندی شال گردن‌های زمستانم!

پستی که ثبت موقت نشد!

بی‌دغدغگی این روزها بهترین دلیل برای ننوشتن است.

/

هیچ فکری در سرم چرخ نمی زند و طبق قاعده‌ی همیشگی هرچه کمتر فکر کنم خوش‌ترم!

/

وقتی بعد از نامه‌ی عبدالله مومنی دیگر اخبار زندانی‌ها را پیگیری نمی‌کنم - خواندنش منتج شده به این که همه وضعشان بدتر مساوی ِ اوست و استثنایی وجود ندارد - جملاتش ذهنم را خراش نمی‌دهند...

/

نمودار این روزهایم را اگر رسم کنم خط ممتدی است با شیب صفر که به سمت هیچ جا میل نمی‌کند و گاهی این سوال را برمی‌انگیزد که مثبت و منفی بی‌نهایتش هم با الانش تفاوتی دارد آیا؟ با این روزهایی که دیوانه‌تر ، بی‌دغدغه‌تر و بی‌فکرترم و حتی بازی نور و سایه‌ی پرده روی دیوار به وجدم می‌آورد... با این روزها که خوشم؟