گر بهار آید و گر باد خزان آسودهایم
من به هوای آن آسمانی که بیهوا بارانش میگیرد سر به هوا میشوم ، چشم میدوزم به چشم آسمان و قطره ها را مشق ِ اشک میکنم.
پ.ن: گلدانهای کوچکم چند روزی ست که خشک شدهاند ، من اما هیچ وقت به نشانهها اعتقاد نداشتهام!