ما خون نمی خواستیم ، آتش نمی خواستیم.

خونمان را در خیابان ها ریختند ، بوی خون که در شهر پیچید فریاد زدیم:

می کُشم آن که برادرم کُشت...

ما فریاد می زدیم و خواهر و برادرمان در خون خود روی آسفالت خیابان جان می داد...ما فریاد می زدیم و خشممان آتش می افروخت...


ما نسل برآمده از خون و آتشیم ، مزه ی تلخ خون و آتش ِ سالیان ِ سال هنوز خوب در یادمان است ،

هنوز کابوس جنگ و گلوله و بمباران در شب هامان شعله می کشد ،

ما خون و آتش نمی خواهیم...

ما نسل سوخته ایم ، ما در این سال ها سوختــــــه ایم ،

حداقل بگذار خاکسترمان بر باد نرود هم نسل من...