آ+ش+ف+ت+گ+ی
آشفتگی منم
که سر می روم از بیگانه ی آغوشت
تن می سپارم به خلوت شعرم
و باز چون بادی بی قرار
لانه می کنم در جای جای تنت
و تا سال ها بوی بیگانگی با خود دارم
آرام اما ندارم
آشفتگی منم...
+ نوشته شده در جمعه ۴ دی ۱۳۸۸ ساعت 3:24 PM توسط Miss Ferii
|