زندگی ام به خمیازه شباهت عجیبی پیدا کرده ،

روزهایم به دندان های کرم خورده و نصفه ،

شب هایم به چشم هایی درشت و باز ،

خنده هایم به مجسمه های ساخت چین ،

گریه هایم به شیر آب ِ خراب ِ حمام ،

خواب هام به فیلم های مستند جنگی ،

حرف زدنم به صدای ضبط شده روی پیغام گیر تلفن ،

دوست داشتنم به قبایل وحشی آمازون....!

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

خلاصه خواستم بگویم یک عدد "من" گم شده!

هر کس پیدا کرد اشتباه ترین آدرس ممکن را بهش بدهد ، فعلاً همین ها کارم را راه انداخته...