حرفهای جاری در من
با من به زبان بی الفبا سخن بگو...
دغدغههام قد کشیدهاند،سر گذاشتهاند به فلک، مرزهای تنم را درمینوردند، دور میکنندم...
دور و دیر
حالا که قرار است دور باشم، فرقی هم دارد مگر؟ چه مرز تن، چه مرز شهر،چه مرز جایی که روزی وطن نام داشت...
پ.ن: ننوشتن را بیشتر دوست دارم!
پنجشنبه 15 اردیبهشت1390 |
8:11 PM | Miss Ferii | |
